ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
253
تاريخ گيلان ( فارسى )
به تيول او مقرر داشته بود ، توطن نموده ، به دستور ساير ملازمان على خان ، متابعت شاهملك مىنمود . و چون شاهملك در روزى كه روانهء قزلآغاج ، به ديدن شاه عباس مىشود ، نظر به اعتمادى كه به حيدر بيك مشاراليه داشته است ، مبلغ هفت صد تومان زر اشرفى طلا ، به طريق امانت به او سپرده بود كه بعد از گرفتارى على خان ، آن مبلغ را بعضى از براى شاهملك مىآورد و در ايصال بعضى اهمال و انكار مىكند . در خلال اين حال ، شاهملك سلطان ، روزى به اتفاق اعيان ملازمان على خان ، به خانهء پير محمود پير بازارى به ضيافت رفته بود . حيدر بيك نيز همراه بود . شاهملك در باب استطلاب تتمهء اشرفى امانتى ، با حيدر بيك مذكور گفتگو نموده ، مشار اليه در انكار افزوده ، به لجاج رسانيد و به حدى انجاميد كه لاعلاج شاهملك سلطان ، او را مقيد كرده ، به سعيد بيك فومنى سپرد . بعد از چند روز مصحوب مردم اعتبارى ، از براى سپهسالار مير حاتم ، به صوب شفت فرستادند . و مير حاتم مشاراليه بنابر عداوت و خصومتى كه مذكور شده ، در نهايت ذلت و خوارى ، او را مقيد مىداشت . و بعد از مدت شش ماه ، شاه عباس ، على خان را بواسطهء آنكه شاهملك ياغى شده بود ، از بند و زندان خلاص كرده ، به ضامنى فرهاد خان ، همراه حسين خان شاملو به گيلان فرستادند . و چون على خان داخل بلدهء رشت مىشود ، سپهسالار بهادر كه از مخصوصان او بود و بعضى اوقات سپهسالار فومن و بعضى وقت سپهسالار كوچسفهان بوده ، در زمان فترات على خان « 1 » ، آگاهى يافته ، از پير مؤمنسرا ، در زى اختفا ايلغار كرده و در بلدهء رشت نزد
--> ( 1 ) - ظاهرا : از سرآمدن زمان فترات على خان .